تبليغاتX

بسمِ اللهِ الرَحمنِ الرَحيم :: اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً برحمتك يا ارحمّ الرّاحمين :: اَلّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ عَجِّلْ في فَرَجِ مَولانا بَقيَّهَ الله وَاجْعَلْنا مِنَ الْمُسْتَشْهَدينَ بَيْنَ يَدَيْهْ

..:::: صدای بارون ::::....

بار الها تو بدان بزرگی در آسمانها آرزویی بدین کوچکی را توانی برآورده کرد آیا ؟
 

غم انقدر دارم که می خواهم تمام فصلها را بر سفره رنگین خود بنشانمت

بنشین

غمی نیست ... !!!

نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط  محمد  | 

بهر يک جرعه که آزار کسش در پی نيست

رنجها می کشم از مردم نادان که مپرس

نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط  محمد  | 

روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک روز مادر مبارک

نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 9:59 بعد از ظهر  توسط  محمد  | 

 

اميد زندگيم ...

بغض اين سه سال خيلي بزرگه. نمي شه بيانش كرد.

هنوز آيه الكرسي تو رو ، لرزش دستاي تو رو خوب يادمه ...

هنوز سرماي بيمارستان كوثر توي وجودمه، هنوز صداي بارونشو مي شنوم ...

هنوز گرمي دستاي تو رو اونقدري كه جاي خالي اين سه سال رو پر كنه احساس نكردم ...

هنوزم بيشتر از « حالا » دوستت دارم ...

كاش من و تو "تموم" حرفاي هم رو بفهميم. كاش به اونجا برسيم كه يه فكر تو يه لحظه توي ذهن هردومون باشه.

راه زيادي در پيش داريم. مسير اين هديه الهي مثل منحني سينوسي مي مونه كه بايد اونو طي كنيم تا به نقطه اوج برسيم. با هم و كنار هم و با يك انديشه.

توي اين مسير « چه اهميت دارد گاه اگر مي رويند قارچ هاي غربت ...؟! » و چه مهمي بيش از "من و تو " ؟ و چه دنيايي تيره تر از تنهايي ؟ توي عظمت وجود "عشق" مي شه هر تيرگي رو ذوب كرد بدون اينكه رنگ اين وجود تيره بشه. چون ذاتش پاكه. پاك و بزرگ. مثل خدا. كه اون هم جز عشق نيست ... .

 

تو را به جاي همه کساني که نشناختم دوست دارم .

تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيستم دوست دارم .

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب ميشود و براي نخستين گلها

تو را به خاطر دوست داشتن دوست دارم .

تو را به جاي همه کساني که دوست نمي دارم دوست مي دارم .

 

سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوئيديم . 

پس به نام زندگي

 

هرگز نگو هرگز

نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط  محمد  | 


**** بيا باران اسير خشكسالم *** اسير غصه و رنج و ملالم *** تمام جمعه هايم شنبه شد آه *** مي آيي كي سوار سبز شالم ****

Daisypath Anniversary Years PicDaisypathAnniversary Years Ticker